تبلیغات
{{‌‌ انجمن مشاورین و بازاریابان بیمه }} - چند می گیری بازاریاب بشی ؟
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
{{‌‌ انجمن مشاورین و بازاریابان بیمه }}
هر آنچه كه یك مشاور و بازاریاب بیمه باید بداند
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

چند می گیری بازاریاب بشی ؟

فروشنده موفق و حقوق بالا و ویژگی های بازاریابان و استخدام در گوگل

برداشت اول : ما یک شرکت معتبر با n سال سابقه . حقوق ثابت نداریم ، بیمه هم نمی کنیم ولی پورسانت ما استثناییه در ماه اول می تونی ، قسط اول یک ماشین مدل بالا و حتا خونه تو بهترین نقطه شهر را در بیاری . فقط برو خواسته هات رو بنویس که یادت نره چون از این بعد تو یک آدم پولداری .

برداشت دوم : می خوای پرزنتم کنی ؟!

نه ولی ... مثلا همین خودکار ؛ هر محصول پس از تولید در کارخانه (با خودکار factory را نشان می دهد) تا به مصرف‌کننده (با خودکار customer را نشان می دهد) برسد از واسطه‌های زیادی عبور می‌کند(واسطه‌ها را نشان می دهد) ، مثل عمده ‌فروش، خرده ‌فروش ، پخش‌کننده و مغازه ‌دار . این واسطه‌های تجاری باعث می‌شوند درصد هنگفتی (80% را نشان می دهد) روی قیمت اولیه اجناس (20% را نشان می دهد) کشیده شود . بعضی از اجناس به دلیل مرغوبیتی که دارند مقرون به صرفه نیســت که از این واسطــه‌ها عبـور کنند و قیمتشـــان چندیــن برابــر شود . پس به زبان ساده : Network Marketing یعنی حذف این واسطه‌ها (روی واسطه‌ها خط می کشد) و رساندن مستقیم کالا از تولیدکننده به مصرف‌کننده (با خودکار مسیر factory تا customer را نشان می دهد) توسط شبکه‌ای از مشتریان .

 این اختلاف قیمت را به عنوان پورسانت بازاریابی به تو می دهیم تا تو بتوانی به رویاهات برسی .

این دو برداشت شاید تکراری ترین و تلخ ترین جملاتی باشد که جزو اصطلاحات روزمره ما شده بود . زمانی که تب فراگیر شرکت های گلد کوئیستی و نت ورک مارکتینگ برقرار بود همگان را با واژه هایی نظیر پرزنت ، پورسانت و ... آشنا کرد . اما براستی چه رازی در واژه پورسانت نهفته است ؟

در این دو برداشت یک نکته مشترک است ؛ گرایش اکثر افراد به این نوع فعالیت ها به یک دلیل می باشد . تحقق رویاهایشان تا آنجا که در جلسات آموزش پرزنت کردند این نکته را یادآوری می کردند که " مخاطبین شما یا آرزوهایشان را فراموش کرده اند و یا از آنها دست کشیده اند . شما باید این رویاها را دوباره تقویت کنید . بی شک هیچ چیز در جلسات مشاوره مهمتر از پردازش رویاهای فرد نیست . "

در حال حاضر مدیران ارشد کمتر آگهی جذب بازاریاب می دهند ولی اکثر آنها مشکل سازمان یا موسسه خود را در بازاریابی پیدا می کنند و از طرفی افرادی که به دنبال کار می گردند کمتر با تلفن های یادداشت شده زیر آگهی جذب بازاریاب تماس می گیرند . حالا یک سئوال اساسی وجود دارد ؛ چرا ؟

ریشه نهایی این سئوال در ترس نهفته است .

مدیران حس می کنند اگر نیروی جدیدی جذب بکنند ملزم به پرداخت هزینه بیشتری هستند و از طرفی اعتمادی به نتیجه مثبت عملکرد بازاریابان و حل مشکل فروش محصول و یا خدمات خود ندارند .

از سوی دیگر افرادی که بدنبال کار می گردند ، تصورشان از کاربازاریابی یک کار زمان بر ، بدون نتیجه و پیشرفت شغلی و شان اجتماعی و مهترین آن عدم برداشت مالی از این شغل می دانند .

حالا سعی می کنیم خودمان را بجای دو طرف بگذاریم .

آیا شما به عنوان یک مدیر حاضر هستید از افرادی که تجربه کافی در زمینه بازاریابی ندارند و ممکن است به اعتبار سازمان یا موسسه شما لطمه بزنند و در پایان ماه از شما طلب مبلغی را به عنوان حقوق و یا پورسانت بازاریابی طلب می کنند و شما بر این باور هستید که این مبلغ حق آنان نیست و فقط نیت خالی کردن جیب و یا حساب موسسه شما را دارند ، استفاده کنید ؟ جواب مشخص است : خیر

آیا شما به عنوان کسی که دنبال کار می گردید ، حاضر هستید در فعالیتی مشغول به کار شوید که احتمال موفقیت در آن را کم می دانید و نگاه جامعه به این شغل یک فعالیت کاذب کوتاه مدت بوده تا فرد برای حرکت به سوی کارهای بعدی آماده شود . پورسانت بر اساس قردادهایی که بسته می شود تعلق می گیرد و نه بر اساس فعالیت شما به عبارت دیگر تلاش شما در آن محاسبه نمی گردد . احتمال اخراج و تعلیق شما به علت عدم نتیجه گیری در کوتاه مدت بسیار زیاد است . در اکثر موارد رقبا و همکاران شما دست به دسیسه می زنند تا مشتریان شما را برای خود کنند در نتیجه از پورسانت شما کاسته می شود . جواب این سئوال هم مشخص است : خیر

بد نیست کمی هم از مزایای کار پورسانتی یا بر مبنای حقوق متغییر بگوییم :

اجرای برنامه هایی با هدف انگیزش ، مشارکت کارکنان در سود ، دادن پاداش و جایزه ، برنامه های مبتنی بر حقوق متغیر هستند . آنچه این برنامه را از برنامه های حقوق و پاداش سنتی متمایز می کند ، این است که شخص نه تنها حقوق و دستمزد خود را بر اساس سابقه کار یا میزان تلاش دریافت می کند ، بلکه قسمتی از دریافتیهای وی بر اساس عملکرد او و سازمان پرداخت می شود . بر اساس چنین برنامه ای میزان دریافتی ، بموازات تغییر عملکرد تغییر می‌کند . با گذشت زمان ، کسانی که عملکرد ضعیف دارند ، دستمزد و حقوق اندکی می‌گیرند و کسانی که عملکرد بالایی دارند ، شاهد افزایش دستمزد خود در مقایسه با افزایش درآمد شرکت خواهند بود . در این مورد چهار برنامه متفاوت به اجرا در می‌آید که عبارتند از :

·         دستمزد بر اساس تعداد و ارزش عملکرد

·         دادن جایزه

·         مشارکت در سود

·         طرح دادن پاداش به گروه

و اینها مبنانی آغاز علم بازاریابی می باشند . فعالیت بر اساس حقوق متغییر یا به عبارتی پورسانتی تا آنجا پیش رفته که مدیران برتر شرکت معتبر Google حقوق سالیانه خود را تنها یک دلار در سال تعیین کرده اند و این یعنی ایجاد انگیزه ، پویایی ، فعالیت های ابتکاری و بهینه سازی در کلیه فعالیت ها و کلیه کارکنان و برداشت مبلغی هگفت از سود سهام پر ارزش گوگل .

حالا شما ترجیح می دهید که به کدام روش فعالیت کنید ؟ فعالیت در شغل های کارمندی با تعاریف کاری مشخص ، فعالیتی یکنواخت و در انتها حقوقی ثابت در نتیجه ترسیم رویاها و تحقق آرزوها در محدوده ای مشخص و یا فعالیت هایی با ریسک بالا ، تنوع و پویایی فروان و پتانسیل پیشرفت مالی جهت تحقق آرزوها و رویاهایتان در محدوده ای که پس از محقق شدن آن خود نیز بر آن محدوده اعتقاد نداشتید ؟

چرچیل سیاست مدار قهار و مشهور انگلیسی معتقد بود هر کس قیمتی دارد و فقط باید قیمت آن را پرداخت . پس برای تعیین فعالیتی که برای خود در نظر گرفته اید ، اولین گام مشخص است : چقدر به خود اعتماد دارید ؟ چقدر به موفقیت در کارتان باور دارید ؟ چقدر می ارزید ؟ و یا چند تومانی هستید ؟





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر